یادداشت‌ها

حمایت از ابزارفروش یعنی ثبات قیمت، نه پروموشن!

سلام، من یک ابزار فروش هستم.

سال‌هاست در صنعت خرده فروشی ابزار مشغول فعالیتم و مخاطب من همه شما ابزارفروشانی هستید که در این شرایط سخت و بسیار پیچیده‌ی اقتصاد ایران که همه چیز برخلاف فضای رشد و توسعه اقتصادی قرار داره، همچنان دارید تلاش می‌کنید تا کسب و کارتون رو حفظ کنید.

واقعیتش اینه که در چند ماه گذشته، فروش ابزار در کسب و کار من و تعداد زیادی از همکاران ابزارفروشی که می‌شناسم، به شدت افت کرده و تقریبا دیگه اجازه اشتباه کردن نداریم. با نقدینگی محدود، خریدهای هیجانی دیگه امکان‌پذیر نیست و برای هر یک ریالی که هزینه می‌کنیم، حتی برای خرید کالاهای مصرفی قفسه‌های فروشگاه، باید دلیل قانع کننده داشته باشیم.

فارغ از اینکه باور دارم تولید کننده داخلی، وارد کننده، عمده فروش و خرده فروش ابزار، همگی شرکای تجاری هستیم و مسیر مشترکی رو دنبال می‌کنیم اما به نظر میرسه به یک دو دسته‌گی رسیدیم که یک سرش خرده‌فروش‌های ابزار هستند که در کف بازار حضور دارند و سمت دیگه شرکت‌هایی که هنوز فشار بازار رو حس نکردند و یا اگر درکش کردند، تلاش می‌کنند تا تمام این سنگینی رو بر دوش خرده‌فروش بندازند.

در شرایطی که همه متغیرهای اقتصادی، مثل رکود، مثل تورم، مثل نقدینگی و دسترسی به منابع پولی، بر خلاف شرایط کسب و کار داره حرکت می‌کنه؛ چند تا نکته جدی هست که باید بهش توجه کنیم.

از یک طرف قواعد و استانداردهای بین‌المللی کسب و کار که توسط منتورهای بیزینس و کوچ‌های کسب و کار و برای دوره ثبات نوشته شده، دیگه به کار نمیاد. و از طرف دیگه طرح‌های فروش ویژه و پروموشن‌های یکباره و موقتی، ادامه همکاری خرده فروشان رو با شرکت‌ها سخت کرده.

برندی که ابزار رو مثل کالاهای تند مصرف، با تخفیفات هیجانی عرضه می‌کنه؛ و یا ابزار رو مثل فروش فصلی پوشاک، با زور پروموشن می‌فروشه؛ باید درک کنه که برای ثابت نگه داشتن موجودیش در ویترین ابزارفروشی‌ها، نیاز به همفکری با اون‌ها داره.

متصورم اگر قرار باشه همکاری یک خرده فروش با یک شرکت، به عنوان شریک تجاری ادامه پیدا کنه، باید مدل جدیدی برای ثبات قیمت و ارائه تخفیف‌ها در نظر گرفته بشه. مدلی که در اون، هر دو طرف به یک اندازه رنج بکشند!

خرده فروشی که هنوز سهمی از بازار برند داره، و هنوز برند رو می‌فروشه و هنوز برند رو تبلیغ می‌کنه و هنوز برند رو به مشتری پیشنهاد میده، امروز باید انضباط مالی و از اون مهمتر ریاضت مالی رو در پیش بگیره. امروز باید بگرده و ببینه که ته مانده‌ی پس‌انداز جیب مردم، تو چه بخش‌هایی و به چه دلایلی داره هزینه می‌شه و تمرکز کسب و کارش رو اونجا ببره.

اگر برند نتونه قیمتش رو متعادل نگه داره، خرده فروش مجبوره تمرکز فروش رو به برند دیگه‌ای منتقل کنه که ثبات رو تضمین می‌کنه و فروش هیجانی و یک شبه رو تحمیل نمی‌کنه. و یا از «تنوع برند» به عنوان سپر دفاعی استفاده کنه تا وابستگی به یک برند خاص، باعث آسیب‌پذیری نشه.

باور دارم، برای ادامه‌دار بودن این شراکت تجاری در بازار ابزار نیاز داریم هر دو طرف، فشار بازار رو به رسمیت بشناسیم و بر اساس واقعیت‌های اقتصادی، شرایط اضطراری و حفظ وضع موجود پیش بریم؛ نه بر اساس آرزوهای بیزینس شخصی

بله، اینجا ایران است، صدای یک ابزارفروش!

اگر این صدای درون شما بود، اون رو به گوش همکاران دیگه‌تون برسونید…

و بدونید که شاید شرط تاب‌آوری و بقای ما در این بازار، شنیده شدن همین صداها باشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *